RAHA

Home

Author Index

WORLD INDEPENDENT WRITERS' HOME

RAHA Charter - RAHA Membership - RAHA Book - Professional Literature - Literary Criticism - Opinion

 Poetry - Short Story - Author Index -  News World-class literature - Letter to Editor - Interview

 Writers in exile - Amateur literature - RAHA Gift - Link to RAHA  - Frog Books - Contact Us


Poetry

   

 

 Kabul Press, World Media Home

 

  چهره ای برنزی و مويرگ هايی بنفش

کامران ميرهزار

 چهره اي برنزي و مويرگ هايي بنفش

   صورت صافي به شيوه ي ماياها

   به رنگ زعفران و علف

   پيچيده در بالاپوش به رنگ روشن

   و دستاري پشمين

   با شرابه هاي درازي كه از باد گزنده كوهستان در اهتزازند

   بيرقي ناپيدا منقوش از شاخ گوزن و پارسايي

   و دلي پراكنده و پخش شده با ا مواج يك گرا مافون

   فرمان و كتاب و امپراتوري هاي عهد منجيق و پيش

   احساسي پخش شده در فضا

   در بازو و در تجزيه بازوها

   وقت متراكم شدن در تاريكي

   و اعلام مرگ كسي كه در ساعت رمل خويش تأمل مي كند

   مخفي مي شود از زندگي

   و فرار مي كند از آن رخ معلوم و نامعلوم

   طلب سقوطي در نبض ها

   در پاره ي لعلي در خلقت بدخشان و چهره ي گريان

   در خلقت مژگان و ترمه ي لرزان شبنم

   رخ شدن و در هلال گيسو جاي گرفتن

   تابانيدن تب تندي لغزاندن تر از هميشه و پيش آورنده تر از هميشه

   چرخش به سمت ناهنگامي چرخش طاس ها

   و ايستادن

   در ساعتي كه موج بر خواهد داشت

   كش دار خواهد شد

   لغزنده بر گونه ها و تباه كننده ي دور بي تاب دا من

   مي ايستي

   نظاره مي كني

   چاي مي نوشي

   و روي صندلي چون قوس و قزح مي لغزي

   مي نشيني

   سيگار مي گيري

   آتش مي زني

   فانوسي لرزان بيدار مي شود

   دور دامن چرخ مي خورد

   و از روي حاشيه هاي آبي رنگ بالا مي آيد

   روي قلبت مي ايستد

   و از ديدگانت فوران مي كند.

   خزيده بر گوشه ي يك نگين زيتوني

   و باستان گريزان آن سرگذشت دور

   به انحنا مي آيي

   به جغرافياي مدارها و جاذبه ها

   شتاب مي گيرد معماري

   و در ميانه ميدان چندان چندان مي شود

   كليسايي ويران مي شود

   و باز در شكنج نور و رد بي مانند صدايت تشكيل مي شود

   و از مدارها مي گذرد

   حرارت پيراهن بالا مي زند

   و در صليب استخواني بدن جاي مي گيرد

   لرزان روي صندلي

   با ترمه ي لرزان شبنم

   چاي مي نوشي

   و چراغ قوس و قزح را مي تاباني

   عميق مي شوي

   چرخش قلم چندان چندان مي شود

   مرگ خودت را مي نويسي

   از انگشتانت بالا مي آيد

   و راه دهانت را مي گيرد

   در نبض هايت سقوط مي كني

   اين را مي نويسي

   و در ثانيه ها قسمت مي شوي

 به پستخانه مي روي

   سراغ نا مه يك مرده را مي گيري

   تأمل مي كني

   از شال قوس و قزح

   از راه ديگري مي آيي

   فرمان مي راني

   و فرنج و ارغوان را مي لرزاني

   مي نشيني

   سلام مي كني

   بدرود مي گويي

   و در ا مواج يك گرا مافون پخش مي شوي

   دلت پخش مي شود با ا مواج يك گرا مافون

   به خانه ها مي ماني

   تأمل مي كني

   تأمل مي كني در ساعت ها

   چهره برنزي حرارت مي گيرد

   در بدنم مي پيچي

   و پيوستن نفس ها را مي پويي

   در گلو رها مي شوي

   بالا مي روي

   اشك مي شوي

   و از گونه هاي من مي ريزي

   به پستخانه مي روي

   سراغ نامه يك مرده را مي گيري

          ***

   ميلي براي عربده جويي

   قراري در اسطوره هاي ناگفته ي زمان

   و ا مپراتوري پيش از اختراع خط

   آن چنان كه بر هيچ جريده اي نيا مده است

   فرسايش مقرر همراه رام كردن ستوران

   بر ترك زمان و بر ترك حواس پنجگانه

   آن چهره برنزي كه بديل اش با كشف آهن يافت شد

   آن چنان كه بر جريده ها هرگز نيامده است .

 

 

 RAHA/17/July/2003

Afghan avant-garde literature

 

 

 

As the mind has no boundaries, the RAHA concept does not have frontiers and is opposed to information and cultural control by global communication entities whether media conglomerates, states or local governments, or religions

From independent writers to independent readers

RAHA- World Independent Writers' Home


Copyright© RAHA- World Independent Writers' Home 2000-2004/ Authors