Strict Standards: Only variables should be passed by reference in /home/rahapen/public_html/in/config/ecran_securite.php on line 245
اوضاع فرهنگی هرات در قرن نهم هجری - رها پن | RAHA PEN

Raha PEN  رها پن

 

Register | Sign In | Password Forgotten? | Site Map | RSS | Tell a Friend | About Us| Contact Us | Home

 

 

نام نویسی | ورود برای انتشار | بازیابی کلمه ی عبور  | نقشه ی سايت | آر. اس. اس | رها پن را به دوستان خود معرفی کنيد;


Do you wish to join RAHA’s independent writers’ home?

آیا می خواهید به رها پن خانه ی نویسندگان آزاد بپیوندید؟


 

پذيرش سايت > فارسی > دیدگاه > اوضاع فرهنگی هرات در قرن نهم هجری

اوضاع فرهنگی هرات در قرن نهم هجری

جمعه 1 اوت 2003, بوسيله ى زلمی فقیری



Send this page to your friends
این صفحه را به دوستانتان بفرستید
;
;

مقدمه:

 هرات يكي از شهرهاي بزرگ و تاريخي افغانستان است كه در جنوب غربي آن قرار دارد . اين شهر از لحاظ تاريخي قدمت و اهميت زيادي داشته و از جمله شهرهايي است كه دوراني از شكوه فرهنگي ، علمي و سياسي را پشت سر نهاده است . و اگر به تاريخ گذر كنيم در مي يابيم كه قرن نهم هجري ، دوران اوج تمدن و فرهنگ هرات بوده است . در اين برهه از زمان سلسله ي تيموريان در ايران حكومت مي كرد كه در بسياري از ادوار تاريخي اين سلسله ، هرات به عنوان پايتخت خراسان و تخت گاه شاهان تيموري از جمله شاهرخ الغ بيگ ، بايسنقر و سلطان حسين بايقرا محسوب مي شد . دوره ي سلطنت اين شاهان ، دارالسلطنه ي هرات ميزبان عالمان و فضلا و دانشمندان و محل تمركز علوم و هنرهاي رايج زمان بود. در اين مقاله فراز و نشيب هاي سياسي اين دوره مورد توجه نيست و هدف آشنايي مختصر خوانندگان گرامي با اوضاع فرهنگي هرات در قرن نهم هجري است و مطمئناً ارائه ي گزارشي كامل و دقيق از موضوع مورد بحث نياز به بررسي و تحقيق علمي بسيط و عميق تر دارد .

هرات در بيشتر دوره هاي تاريخي به عنوان يكي از مهم ترين شهرهاي خراسان به شمار مي رفته ، ولي دوران شكوفايي و اوج زيبايي آن مربوط به عصر تيموريان است . به ويژه دوره ي صد ساله ي سلطنت شاهرخ ، سلطان ابوسعيد و سلطان حسين بايقرا ، اين شهر مركز تجمع دانشمندان و هنرمندان و محل رونق و شكوفايي هنرهايي چون كتاب سازي ، مينياتور ، تذهيب و خوش نويسي بوده است . عظمت و اهميت اين شهر در سرزمين خراسان و جايگاه علمي ، ادبي ، سياسي ، اجتماعي آن آوازه ي جلال و جمال و ابهت آن را در سرتاسر جهان آن روزگار پراكنده بود . در عصر تيموريان دارالسلطان، هرات به صورت دارالعلم بزرگي در آمده بود و از اطراف و اكناف جهان طالبان علوم صوري و معنوي به آن كانون فرهنگ و ادب روي آورده بودند و در هر گوشه ي شهر گنبدهاي عظيم و مساجد و مدارس و خانقاه ها سر به آسمان برافراشته و در زير آن حلقه هاي درس و مجلس ادب و بحث و مناظره بر پا بوده است . پادشاهان و فرمانروايان تيموري بزرگترين مدارس ، لنگرها ، خانقاه ها ، مساجد ، دارالسياده ، دارالشفاها ، كتابخانه ها در اين شهر به وجود آورده بودند و در آن دوران هزاران دانشمند ، سخنور ، شاعر ، نويسنده ، هنرمند ، نقاش ، تذهيب كار و خطاط و موسيقي دان زبر دست و ماهر در آن شهر مانند ستارگان درخشان نورافشاني مي كرده اند . براي شاعران و نقاشان و ديگر هنرمندان بزرگ اين كانون عظيم هنري در تاريخ فرهنگ و تمدن ايران آن زمان به نام مكتب هرات خوانده شده است .

پادشاهان تيموري بر خلاف خود تيمور ، فرمانرواياني شاعر مشرب ، فرهنگ دوست و مشتاق علم و معرفت و كمال بودند . طي حاكميت آن ها تمدن و فرهنگ و هنر رونق فراوان يافت . در منابع از آنان به عنوان پادشاهاني دانشمند و نيز حاميان بزرگ دانشمندان و متفكران زمانشان ياد كرده اند . از جمله اين پادشاهان مي توان از شاهرخ نام برد . او هرات را پايتخت خود قرار داد و آن جا را پرورشگاه هنر ساخت . هرات در زمان او به منتهاي درجه ي عظمت و اعتبار رسيد . وقتي تيمور بر اين شهر استيلا يافت باروي آن را خراب كرد و بيشتر دانشمندان را به سمرقند كوچاند . ولي دردوره ي شاهرخ دوباره اعتبار و مركزيت خود را باز يافت و در تمام طول قرن نهم هجري ( پانزدهم ميلادي ) از بزرگترين شهرهاي آسياي ميانه به شمار مي آمد و در مدت كوتاهي از نظر آبادي و ادب و ثروت و جمعيت چند برابر ايام سلطنت پادشاهان غور و سلاطين كرت گرديد و مركزيتي علمي و هنري پيدا كرد . اين همه بر اثر پشتيباني شاهرخ و پسر هنرمندش بايسنقر پديد آمد . هرات در اين دوره وسعت يافت . ابنيه ، كاخ ها ، باغ ها ومساجد و مدارس متعددي در آن ساخته شده و مركز حوزه ي علميه و مناسبت هاي فرهنگي آن روز گرديد . تعداد مدارس و مراكز تعليم در دوره ي تيموريان زياد بود . چه آنان كه سلاطين و شاهزادگان بنا كرده بودند و چه آن هايي كه ديگر امرا و بزرگان تيموري مانند مدرسه ي امير فرمان شيخ كه از مقربان شاهرخ بود . او اين مدرسه را در هرات ساخت و مدرساني در آن گماشت .

گوهرشاد همسر شاهرخ نيز مصلايي شامل مسجد جامع و مدرسه در هرات بر پا ساخت كه در منابع از آن به عنوان بيت المغنره ياد كرده اند گنبد داخلي اين مدرسه با طلا و لاجورد تزيين شده بود علاوه بر ابنيه و عماراتي كه در اين دوره بنا شد . بناها وباغات فراواني نيز تعمير و مرمت گشت ، از جمله مدرسه اي كه توسط خواجه كمال الدين حسين يكرنگي تعمير شد . اعتبار علمي هرات و سمرقند در دوره ي تيموريان به ويژه شاهرخ و حسين بايسنقر بيش از ديگر شهرها بود . در اين دوره علوم مختلفي رونق يافت از جمله رياضيات ،نجوم ، علوم ديني ، موسيقي ، تاريخ نگاري ، ادبيات و طب . البته نقصي كه مي توان بر علم اين زمان وارد دانست اين است كه مبناي علوم بيشتر كتب درسي قرون هفتم و هشتم خالي از هر گونه ابتكار و فكر و تحقيق تازه بود . بلكه تقليد و تكرار از گذشتگان بود و مي توان گفت از نظر كمي رشد داشته و نه كيفي با اين احوال علما و فضلاي اين دوره و آثارشان از بسياري جهات بر دانشمندان و آثار دوره ي بعد از خود برتري داشتند .

عظمت علمي و فرهنگي هرات دانشمندان زيادي را جذب دارالسلطنه هرات ساخت كه مورد حمايت شاهان تيموري قرار گرفته و بيش از پيش موجبات رشد علمي و فرهنگي تمدن اسلامي را در هرات فراهم كردند . از جمله علماي اين عصر نظام الدين احمد جيلاني از رياضي دانان عصر سلطان حسين بايسنقراست كه به تشويق آن شاه از گيلان به هرات آمده و همان جا به مطالعه حكمت و نجوم پرداخت . از مورخان نيز از مولانا كمال الدين عبدالرزاق سمرقندي مي توان نام برد كه در قرن نهم در هرات به دنيا آمد و نزد حاكمان تيموري بسيار مورد احترام بود .كتاب « مطلع السعدين و مجمع البحرين » اثر اوست .

در زمان سلطان حسين بايسنقر با حمايت وزير دانشمند او امير علي شير نوايي دو اثر مهم تاريخي به وجود آمد «روضه الصفا في سيرت الانبيا و الملوك و الخلفا »تأليف محمد بن خارند شاه مشهور به ميرخواند كه بيشتر عمر خود را در هرات گذراند .

در اين زمان معماري نيز در دوره ي اوج زيبايي خود به سر مي برد . شاهان تيموري توجه وعلاقه ي زيادي به ساخت يا تجديد بناي عمارت هاي گوناگون داشتند . مير خواند در كتاب خود از ساخته شدن باغي موسوم به « باغ آرا » در زمان سلطان حسين بهادر خان خبر مي دهد كه نزديك بيست سال استادان و هنرمندان در آن به هر گونه بدايع و صنايع مشغول بوده و به طرفه كاري و لطايف نگاري اقدام كرده اند .

مهم ترين كانون فرهنگي تيموريان ، دربار سلطان حسين بايقرا در هرات بود كه شماري از شاعران و مورخان و هنرمندان را جذب هرات كرد كه در آنجا سبك هايي به وجود آوردند كه با نوآوري تا زمان صفويان ادامه داشت . در اين جا مي توان پذيرفت كه ترويج علوم و هنرهاي گوناگون در دوران سلطان حسين بايقرا تأثير زيادي در حيات فكري و هنري ايران به جا گذاشت و جايگاه والايي كه خصوصاً نقاشان در هرات پيدا كردند ، ضمن حفظ و تداوم سنت كهن ، روح تازه اي به مكتب نقاشي ديگر نقاط دور و نزديك داده بود .

رابطه ي خوب و محكم دربار هرات و خاندان « مينگ » چين سبب شد كه هنرهاي چيني در مكتب هنري هرات اثر گذار شود . در عصر شاهرخ هنر نقاشي ، مرحله اقتباس و فراگرفتن فنون بيگانه را پيمود و به دوره ي رشد رسيد . در منابع تيموري از نقاشان برجسته اي مانند شاه مظفر ، سيدي احمد نقاش ، خواجه علي مصور و مولانا مير خليل نام برده شده است . اما بزرگترين نقاشي اين عصر و تمام ادوار اسلامي كمال الدين بهزاد بود .او در سال 854 هجري در هرات به دنيا آمد و تحت تعليم استاد ميرك به نقاشي زبر دست تبديل شد و به قول مؤلف گلستان هنر « تا صورت نقش بسته هم چو او مصوري كس در اين روزگار نديده . »بهزاد و شاگردش قاسم علي نيز تحت حمايت امير علي شير نوايي ، وزير سلطان حسين بايسنقر بود . اگر بخواهيم ويژگي هاي هنر نگارگري مكتب هرات در دوره ي تيموري را خلاصه كنيم مي توان اين چند مورد را بر شمرد :

1.  اندازه ي كوچك و رنگ مايه ي پايين رنگ آميزي 2- بدعت ، صميميت و هم آهنگي تركيب بندي ها 3- رجحان شعر غنايي ، رمانتيك

 و عرفان بر حماسه و تاريخ 4- دقت در ارايه ي جزئيات طرح قالي گونه و تزئين معماري .

هنر در هيچ دوره اي به آن استحكام و قدرت و مهارت يا بصيرت حس پذيري كه تقريباً در همه ي آثار اين مكتب دريده مي شود دست نيافت . چنان كه در كتاب تاريخ ايران در دوره ي تيمريان آمده است ، درباره ي هنرمندان مشهوري كه در دربار شاهرخ مشغول بوده و تحت حمايت او قرار داشتند و به اربعه ي عصر معروف بودند دولتشاه سمرقندي مي گويد « اما چهار هنرمند در پايتخت شاهرخي بوده اند كه در روزگار خود نظير نداشته اند . خواجه عبدالقادر مراي در علم آواز و موسيقي ، يوسف اندلكني در خوانندگي و مطربي و استاد قوام الدين در مهندسي و طراحي و معماري و نيز مولانا خليل مصور .»

بذل و توجه و كوشش تيموريان درباره ي كتاب و كتابخانه از جمله مسائلي است كه نمي توان از آن چشم پوشيد . شاهان و شاهزادگان و امرا و رجال اين دولت تقريباً همه دوستدار علم و كتاب و كتابخانه بودند . به فرمان سلاطين تيموري ، شمار زيادي از هنرمندان همواره به استنساخ كتاب سرگرم بوده اند . نسخه هاي خطي مكتب هرات چه از نظر موضوع و خط و چه از نظر آرايش هنري يعني تصوير ، تذهيب و نقاشي قدردان زيادي داشت . در اين دوره شاهرخ يكي از پشتيبانان برجسته ي هنر كتابت و كتاب آرايي بود كه نمونه ي بزرگ آن « معراج نامه » است كه در صفحه آرايي آن از طلا و رنگ آبي استفاده شده است و نيز نمونه ي ديگر را هم مي توان شاهنامه اي كه امروز به انجمن سلطنتي آسيايي تعلق دارد نام برد .

در اين عصر صنعت صحافي و چرم كاري به حد كمال رسيد و داراي طرح هاي عالي بود كه در نهايت دقت و مهارت به كار مي رفت كه نمونه هاي آن در كتابخانه ي توپ قاپوسراي استانبول موجود است .

نثر نيز در اين دوره آغازي نسبتاً نويد بخش داشت . آثار اين دوره بيشتر سبكي ساده و صميمي داشت و نثر نويسان توجه چنداني به واژگان كهن نداشته و از تركيبات و كلمات روزمره ي خود استفاده مي كرده اند . در اين دوران سلطنت سلطان حسين بايقرا زبان تركي به عنوان يك زبان ادبي از سوي او و امير علي شيرنوايي وزير او حمايت مي شد و نوشتن و تأليف كتاب به اين زبان در محافل ادبي مورد تشويق قرار مي گرفت .

هرات در قرن نهم هجري همچون ستاره اي در جهان اسلام مطرح و آوازه ي هنر و فرهنگ و تمدن برجسته ي آن همواره در سراسر قلمروي اسلامي طنين افكنده بود تا اينكه با حمله ازبك ها در سال 913 هجري ، محفل درخشاني كه تيموريان در هرات شكل داه بودند رو به افول نهاد و بسياري از هنرمندان را وادار به ترك اين شهر كرد .

نگارگري سبك هرات پس از مدتي در بخارا ظاهر شد . در پي دومين غارت شهر هرات در سال 934 هجري از سوي ازبك ها ، مهاجرت هنرمندان از اين شهر بار ديگر روي داد و به تدريج مشعل فرهنگ و تمدن با شكوه هرات رو به خاموشي نهاد . ولي مكتب بخارا كه مي توان گفت ادامه ي سنت مكتب هرات بود تا دو نسل به حيات خود ادامه داد . امروزه از هرات با شكوه قرن نهم هجري ( پانزدهم ميلادي ) كه به قول مير « روح جهان » آن ايام بود ، جز چند بناي باستاني باقي مانده و آرامگاه اشخاص نامدار آن زمان خبري نيست و كمتر اثري از آن تمدن با شكوه بر جاي مانده است .

:پي نوشت ها

تاريخ تيموريان و تركمنان ، تأليف حسين مير جعفري

تاريخ ايران در دوره ي تيموريان ، پژوهش از دانشگاه كمبريج ، ترجمه ي يعقوب آژند

هنر عهد تيموري

 

پذيرش سايت > فارسی > دیدگاه > اوضاع فرهنگی هرات در قرن نهم هجری


Share this page  

Balatarin, BackFlip, BackFlip, BackFlip, del.icio.us, Bibsonomy, BlinkList, BlogMarks, CiteUlike, Digg, Diigo, DZone, Fark, FeedMeLinks, Furl (alt.), Google, Jots, Linkagogo, LinkRoll, Lycos, ma.gnolia, Markabboo, Netscape, Netvouz, Newsvine, NowPublic, PlugIM, reddit, Rojo, Scuttle, Simpy, SiteJot, Smarking, Spurl, Squidoo, Taggly, tagtooga, Wink, Wists

 

Register | Sign In | Password Forgotten? | Site Map | RSS | Tell a Friend | About Us| Contact Us | Home

نام نویسی | ورود برای انتشار | بازیابی کلمه ی عبور  | نقشه ی سايت | آر. اس. اس | رها پن را به دوستان خود معرفی کنيد;


Copyright© RAHA- World Independent Writers' Home 2000-2010/ Authors

کليه ی حقوق محفوظ و متعلق به رها پن خانه ی نویسندگان آزاد و نویسندگان می باشد

 

Website hosted and designed by IP Plans