| |

نوبل صلح و
آزادی در ايران وافغانستان
مينا کابلی
RAHA/12/October/2003
بالاخره اولين زن
شرقی و فارسی زبان نوبل صلح را از آن خود کرد. شيرين عبادی نويسنده و
حقوقدان آزاديخواه توانست نگاه ها را معطوف به ايران سرزمين حصار
و زندان کند. اين در حالیست که رژيم ايران عدم رضايت خود را به شکل
محسوس و نامحسوس نشان داده است. شايد اين هشداری به رژيم ايران در قبال
محدود کردن آزادی های مدنی شهروندانش باشد که نتوانسته خواسته های آنان
را برآورد. احساس می شود که ديگر تلاش ها برای اصلاحات به جايی نرسيده
و اينک ملت ايران خواستار برکناری رژيم هستند. رژيمی که سالها آن ها را
از دسترسی به حقوق اوليه باز داشته است. ملت ايران که به طور کلی
از برنامه ی اصلاحات در حکومت نااميد شده اند رفته رفته تغييرات
بنيادينی را مانند برکناری رژيم , انتخابات
آزاد , قانون اساسی جديد و پيشرفت را
خواستارند. از سويی ديگر جامعه ی جهانی نيز بايد ايران را تحت فشار
بيشتری دهد تا مسير ايران به سمت کشوری آزاد باز شود. نوبل صلح از سويی
بايد هشداری به جامعه ی افغان نيز باشد. افغانستان و ايران بگونه ای از
نگاه جغرافيای سياسی از هم متفاوتند و از نظرگاه های ديگر يکپارچه.
به نظر می رسد حکومت ها نتوانسته اند حصار های محدود خود را به حوزه
های فرهنگی بکشانند. نوبل صلح , نوبلی
تنها برای ايران نيست. چرا که همانگونه رژيم ايران را در برابر پرسش
های جدی قرار داده , در افغانستان نيز
هشداری به گروه های نظامی و واپسگرايان خواهد بود. از اين رو ما نيز در
جشن صلح سهم داريم و از همين رو وظايف بيشتری را در قبال تلاش برای
آزادی و پاسداری از آن داريم. اکنون اين مجال پيش آمده که روشنفکران
ايران و افغانستان با نقد خود , فضای بازتری
را برای جامعه ترسيم کنند. روشنفکران ايران و افغانستان در کنار يکديگر
می توانند علاوه بر اينکه بر مشکلات بيشتری پيروز شوند
, امکان ايجاد نگاه های باز تری نيز می
يابند و کم کم انديشه هايشان را با نگاه های جامع تری عرضه می کنند.
|
|