
دورانِ نوِِ فارسی
مصاحبهی
اینترنتی با داریوش آشوری
کامران ميرهزار
کابل- زمستان 1383
صفحه ی سوم از سه صفحه
1
2
3
میرهزار: در کابل زبان های گوناگون بکار برده می شود و در روابط روزانه
جاری ست. زبان های گوناگون با گويش های گوناگون فارسی، پشتو، ازبکی،
انگليسی، اردو و گاهی فرانسه، روسی و آلمانی. بسياری از روابط به زبان
هايی غير از زبان های بومی برقرار می شود. گاهی کابل شبيه لابراتواری
ست برای زبان شناسی. گرچه رفتار سنتی زبان هنوز نقش عمده ای را بازی می
کند، اما انرژی نهفته ای را نيز به رخ می کشاند که در آميختگی و دست
يافتن به اشکال ترکيبی بهتر بديده می آيد. ما میخواهيم اين انرژی را
بهتر بشناسيم و بهترين نتيجه بدست آيد. شما می توانيد چه امکان هايی را
در اين آميختگی بيابيد؟ در برخورد با تنوع زبان و گويش های آن در
افغانستان امروز، چطور می توان انديشيد که زبان غنی تر شود؟
توجه شما را به برخی از جملات و عباراتی توجه می کنيم که در افغانستان
امروز بکار برده می شود. نام فروشگاه ها، شرکت های تجاری، نثر و شيوه ی
انشای نامه های اداری، گفتگوی روزانه، نام خبرگزاری و ...
-
کابل پرس
-
د آريانا افغان هوايی شرکت
-
الحاج محی الدين سوپر مارکت
-
ورکشاپ تعمير دستگاه های فوتوکاپی
-
دی تو دی
-
شرکت انجينری مسعود
-
چکن کارن سوپ
-
کابل بانک
-
بعد ار شنيدن اين اطلاعيه پيام صوتی تان را بگذاريد و يا همين حالا
تلفن تان را بدون مصرف قطع نماييد
-
بدون کدام پرابلمی از کابل برآمدم و حالی کابل می باشم
-
سفارتکبرای دولت بريطانيه
-
کورس عالی لسان انگليسی و کمپيوتر
-
مرکز تربيوی زنان
-
دولت انتقالی افغانستان/وزارت اصلاعات و فرهنگ/رياست عمومی نشرات/امريت
نشرات مرکز
محترم.......
(...........) به امتياز شما و بمديريت مسوول محترم............. تحت
نمبر........مورخ........بدفتر راجستر اسناد، ثبت گرديد.
با احترام
..................
رئيس عمومی نشرات و همکاری با وسايل ارتباط جمعی
آقای آشوری، با برسی موارد بالا می توان براحتی يافت که زبان به چه
شکلی دچار آشفتگی شده است. چگونه می توان به زبان در چنين شرايطی سامان
درست داد؟
آشوری: نفوذِ زبان ها در هم و الگوبرداری از هم و وام گیری از هم امری
ست طبیعی و در طولِ تاریخ همیشه بوده است. زبانها بر اثرِ همجواری و
نیز روابط قدرت زیر نفوذ و سلطهی یکدیگر قرار میگیرند. روابط قدرت در
جهانِ امروز ناگزیر زبانهای جهانِ پیشروِ مدرنیت را فرادست کرده و
عوامل روانی و فرهنگی و اقتصادی و سیاسی همگی در گشودنِ راهِ نفوذِ
آنها نقش دارند. همچنان که در گذشته زبانِ فارسیِ در رابطهی قدرت
نخست به دلایلِ سیاسی و سپس به دلایلِ فرهنگی و دینی زیرِ نفوذِ شدیدِ
زبانِ عربی قرار داشت، امروز این رابطهی قدرت از سوی انگلیسی و روسی
ست که خود را زورآور میکند. باز کردنِ مرزهای زبان و پذیرفتنِ
واژههای بیگانه به خودی خود اشکالی ندارد اگر که بیحد‑و‑مرز نباشد و
سببِ فسادِ ساختارِ زبان نشود. در موردِ زبانِ اداری و بازار و
کسب‑و‑کار هم نباید انتظار داشت که زبانِ آراسته و پیراستهای باشد.
اینها زبانمایههایی ست برای انجامِ کارها و در آنها تنها کارکردِ
حرفهای و روزانهی زبان موردِ نظر است.
آنچه ما امروز بهراستی در هر سه کشور کم داریم، زبانِ توانای علم و
فرهنگ و ادبیاتِ مدرن است که برای زیست در دنیای امروز و جذبِ درستِ
فرهنگِ آن ضروری ست. این بخشِ بسیار دشوارِ کارِ ما اهلِ قلم است. در
این راه باید بر بسیاری از عادتهای دست‑و‑پاگیرِ گذشته و ضعفها و
نادانیهای "جهانِ سومی"مان چیره شویم. با همه کوششهایی که در این یک
قرن اخیر، به ویژه در ایران برای بهبود و توانبخشی زبانِ فارسی شده
است، من گهگاه چیزهایی به قلمِ "نویسندگانِ" مان می بینم، که حکایت از
سرسرینویسی و بیمایگی و گاه نادانیِ حیرتانگیز دارد. ما چه گونه
میتوانیم بر تنبلیها و نادانیها و کودنیهای "جهانِ سومی"مان چیره
شویم؟ این جاست که ما نه تنها با یک مسألهی فرهنگی و زبانیِ بزرگ که
با یک مسألهی اخلاقیِ بزرگ هم رو به رو هستیم. در شرایطی که هیچ کس و
هیچ چیز دست ما را نمیگیرد و یاری نمیکند، ما چه گونه میتوانیم بارِ
مسئولیت خود را به دوش بگیریم و کاری را بکنیم که گمان میکنیم باید
بکنیم. می بینید که: شیرِ خدا و رستمِ دستانام آرزو ست! و چه آرزویِ
محالی!
میرهزار: من با کارهای شما در زمينه ی واژه سازی آشنا هستم. کتاب
"فرهنگِ علوم انسانی" مجموعه ای از واژگان زيبا و رسای فارسی را
پيشنهاد کرده است. همچنين در نثر شيوه ی مخصوص خود را دنبال می کنيد که
در کتاب های شما چه درباره ی حافظ و شعر، چه چنين گفت زرتشت،
و ... با این شيوه برخورد می کنيم. اميدوار ام رساله ی "زبان باز"
بزودی نگاشته و منتشر شود تا بتوانيم آن را بخوانيم. می توانيد بگوييد
که نوشتن اين رساله چه زمانی به پايان خواهد رسيد و منتشر می شود؟
آشوری: امیدوار ام این کارِ سنگین و طاقتفرسا را بتوانم تا پایانِ سال
تمام کنم، چون خود‑ام هم از طولانی شدنِ کار خسته شده ام. برای آگاهی
شما این را هم بگویم که نشرِ تازهای از "فرهنگِ علومِ انسانی" با
بازبینی و افزایشِ چندهزار درایندِ تازه نیز در جریانِ چاپ و انتشار
است.
میرهزار: آقای آشوری؛ سيستم آموزشی افغانستان بايد به شکل اساسی تغيير
کند. ما اين را می دانيم که سيستم فرسوده ی آموزشی در بدنه ی سياست
بايد دگرگون شود تا برنامه ی کاری منسجم، جهشی و اثرگذار برای رفع بی
سوادی سنجيده و انجام شود. چه شمايی می توانيد از جريان همگانی خواندن
و نوشتن در افغانستان بدست دهيد؟ جريانی که بی سوادی را به صفر برساند.
آشوری: من تنها در زمینه ی ترمینولوژی و توسعه ی زبان دارای تجربه و
دانشی هستم و پرسش های شما در زمینههای دیگر را نمی توانم پاسخ بدهم،
مانند این پرسش در بارهی روش های مبارزه با بی سوادی یا روش های
آموزشی. اگر پرسش ها در قلمرو دانش و آشناییِ من باشد، البته پرسش و
پاسخ ما سودمندتر خواهد بود.
میرهزار: بسيار خب؛ ما تلاش می کنيم تا جنبه ی تازه ای از زبان را به
میان بکشانيم که در قلمرو دانش و آشنايی شما باشد: زمانی در مواجهه با
زبان عربی خط آن را پذيرفتيم و فارسی مان را با استفاده از آن
پرورانديم. در شرايط کنونی، در جهانی که علم در آن اینهمه گسترش يافته
است، تکلیف ما با کم و کاستیهای این خط چيست؟
آشوری: گمان میکنم نظرِ شما به تغییرِ خط فارسی باشد. من تغییر خط، یا
به اصطلاحِ خود‑ام "زبان نگاره" را با توجه به مسائل پیچیدهی فراوانی
که در پی دارد، ضروری نمیدانم، اما بهکردِ خط کنونی را برای کارکردِ
بهترِ آن در زمینهی انتقالِ علوم و فرهنگِ مدرن و درست تر و سریعتر
خواندن و فهمیدن ضروری میدانم و در این موردِ پیشنهادهایی دارم که
نوشته و منتشر کرده ام.
من، در عینِ حال، فکر میکنم که هیچ اشکالی ندارد که یک زبان به دو
زباننگاره نوشته شود. چنان که در گذشته فارسی به خطِ عبری و خط های
دیگر نیز داشته ایم. برای کاربردهای کامپیوتری میتوان از زباننگارهی
لاتینی استفاده کرد. ولی باید این کار به دستِ اهلِ فن در زبانشناسی
با توجه به ساختمان و نیازهای خط فارسی طرحریزی شود نه این گونه "هر
دَم بیل" که اکنون می شود.
میرهزار: شرکت های کلان کامپيوتر، سازندگان نرم افزارها، سرورهای بزرگ
الکترونيکی و داد و ستدهای ديجيتال و... احساس می شود که چون گردبادی
در جريان تاثيرگذاری بر فارسی می خواهد فضاها و پی های خود را بگذارد.
گاهی استفاده از تکنولوژی يعنی اجبارا بايد زبان انگليسی بکار برده
شود و گاهی ذهنيت فارسی مان را سوار بر کارکتر های انگليسی می کنيم.
مانند انبوه نامه های الکترونيکی يا ای ميل هايی که فرستاده می شود. در
افغانستان زبان انگليسی پيشرفت روزافزونی دارد. متاسفانه زمانی عربی
مآبی در جامعه ی مان گل کرده بود (که هنوز هم رگه هايی از آن هست) و
اکنون انگليسی يکه تازی می کند. نفوذ و گسترش انگليسی در زبان های بومی
ما مثل فارسی و پشتو نگران کننده است. اين نفوذ تنها از طريق انبوه
کلمات وارد شده ی انگليسی نيست. " د آريانا افغان هوايی شرکت" يعنی
روابط جديد تری در نحو و ساختمان دستوری و ميدان تازه ای که با الفبای
فارسی اجرا شده است. نظرتان درباره ی اين ميدان های جديد آوايی و نحوی
چيست؟
آيا زمان آن نرسيده است که ما در کنار استفاده ی درستی که از کلمات
بيگانه می کنيم و يا برابرهای فارسی برای آن می يابيم، دستور زبان را
بر اساس موازين علمی جديد بنا کنيم؟
آشوری: زبانها هم مثلِ همهیِ پدیدههای فرهنگی دورانِ بالندگی و سپس
تباهی و مرگ دارند. زبانِ فارسی در همهی شاخههای آن چند قرن است که،
به نظرِ من، در دورانِ تباهی به سر میبرد. در برخورد با مدرنیّت و
خواستههای زبانیِ آن هم دچار بحران و سرگشتگی شده است. اگر این زبان
بناست که بماند و این مردم از جهل و واپسماندگی بدر آیند، زبان شان
میباید بازسازی و نوسازی شود. برای این کار میباید در آسیبشناسی این
زبان و شناخت کمبودها و بیماریهای آن کارِ اساسی کرد، که نمیکنیم و
بیشتر به گزافه گوییهای پا در هوا در باره ی آن دلخوش ایم. من در
مقالههایی که به صورت مجموعهی "بازاندیشیِ زبانِ فارسی" منتشر شده
است، و شما میشناسید، و در مقالههای دیگر، در حدِ توانِ خود، به این
مسأله پرداخته ام. در رسالهیِ "زبانِ باز" هم آن را کاملتر و
پروردهتر خواهم کرد. ولی، بدیهی ست که کارِ یک تن و یک دست به هیچ وجه
کافی نیست و باید جنبشی همگانی در این جهت به وجود آید.
صفحه ی سوم از سه صفحه
1
2
3
|