آن است .
در ديدن تصوير به دو بعد
طول و عرض جدا مي شود ، اما بعد ديگري با جغرافياي فضاي فيلمبرداري خود را
نشان مي دهد و كانون ديد و نقاط طلايي آن را بروز مي دهد . در يافتن آنچه
در كادر رخ خواهد داد از راه آن مي توان وارد جهان يا نظام هاي خاص خود عمل
مي كند . پيرس سه دسته نشانه را مشخص كرد ، كه از راه آن مي توان وارد جهان
يا حريم فهم قرار گيريم ، اول نشانه هاي شمايلي كه ارجاع مستقيم به خود
اشياء و بيرون است . دوم نمايه اي كه دو چيز با هم نسبتي ماندگار معنايي
دارند و سوم نمادي . در مديوم شاتي كه ليوالمن با موهاي پريشان در حال
فرياد زدن و گريه كردن است نظام شمايلي حاكم است كه ارجاع را به موها ،
دهان ، چشم ها و حتا فريادهاي ليو مي دهد . بر عكس در فيلم رنگ انار اثر
سرگي پارابانف ، انار نسبتي نمادين برقرار مي كند و نشانه انار در دست كشيش
ها در كليسا هيچ نظم شمايل گوني را بر نمي تابد ، دلالت ضمني ديگري هم گاه
در به دست آوردن ارتباط ما را ياري مي دهد و آن « متانومي » به گفته ي
سينماگران است كه چيزي شبيه مجاز مرسل عمل مي كند .
در پلان آخر فيلم زير
درختان زيتون اثر عباس كيارستمي حسين ابتدا وارد كادر لانگ شات مي شود و دو
سطل استكان را زمين مي گذارد ، در اين پلان طاهره در انتهاي لانگ شات
مشاهده مي شود ، حسين به دنبال او سرازير مي شود تا اينكه طاهره و حسين
تبديل به دو نقطه مي شوند ، حسين با سرعت به ابتداي كادر باز مي گردد .
بازگشتن او همراه با موسيقي شاد و ريتميكي است كه تنها در اين پلان وجود
دارد . حسين از فضاي سبز به ابتداي كادر باز مي گردد و فيلم تمام مي شود .
كارگردان اظطرابي را درون كاركتر حسين قرار داده كه بايد هر چه زودتر
بازگردد تا به گروه فيلمبرداري برسد ، وجود دو نشانه موسيقي شاد و فضاي سبز
كه به صورت نشانه نمادين از راه نظام دلالت گون عمل مي كند معنا را عكس مي
كند و حسين شادان است .
و كات ، آخرين پلان را
كارگردان مي سازد و زندگي روي نوار سلولوئيد ، در يك سينما در پاريس ، مسكو
يا هر جاي ديگر .