بيايد
يك بار ديگر به خودمان نگاه كنيم
هاشم جوادزاده
در روزگاري كه « پست مدرنيسم» چرخه حياتي هنر را به هرج
و مرج كشانده و همه چيز را در بي نظمي ي خويش خرد كرده است، صحبت كردن
از هنر عكاسي انسانگرا شايد كمي زود باشد. آيا بايد بگذاريم تا سال هاي
ديگري بگذرد و طوفان ذهنيت هاي آشفته فروكش كند و ساحلي امن براي رشد
دوباره جرياني كه از ابتداي تاريخ هنر، بر ديواره ي غارها جان گرفته
است، ايجاد شود؟ يا به سهم خود دوباره به داوري ي ضعيف خود بنشينيم؟
انسان اوليه براي تأمين نياز رابطه و ارتباط با ديگران دست به نقاشي و
حجاري زده است، رشد اين پديده در قالب هاي متنوع بي شماري از شعر،
نقاشي، مجسمه سازي، عكاسي، موسيقي و تا…
امروز شكل گرفته است و در زمينه نظري از مكتب كلاسيسم تا كوبيسم،
سوررئاليسم و تا پست مدرنيسم و ساختارگرايي در تمام رويكردهاي هنري
قوانين و نظريات خود را ابراز داشته است، و به هر طريقي بشر خواسته است
راه هاي ارتباطي خود را با همنوعانش هموار سازد، در واقع اين جنبش هاي
متفاوت، صرف نظر از رسانه اي كه برگزيده است، يك مضمون مشترك را كه
آمال همه اين تلاش هاست، دنبال مي كند و آن انسان است.
اكنون بيشتر از آن كه مديون رشد فزاينده ابزارها و
تكنولوژي عكاسي باشيم، حضور ذهني خلاق كه جنبه هاي زيبايي شناختي اين
فن را ارتقاء مي بخشد، بيشتر به چشم مي آيد. در كنار اين جنبه هاي
زيبايي شناختي كه با كوله باري از فرهنگ و هنر انساني در طي قرون گذشته
شكل گرفته است، نگاه آرمان خواه و انسانگراي عكاس، هويت وي را ارجمندتر
ساخته است. در حيات فرهنگي جامعه بشري، عكاسي يكي از روش هاي بياني است
كه با استفاده از تجربيات حرفه اي عكاسي، مي تواند بنيان گذار
ايدئولوژي و نگاهي هواخواه انسان گردد.
عكاس با ثبت لحظات به آنان پايداري تاريخي مي بخشد
و نتيجه كار او سطحي هموار و ساكن است، مي تواند تاريخ را بيان و
موضع صحيح انسان را روشن سازد. در اين جا عدسي چشمي دوربين فقط پنجره
اي نيست كه از وراي آن نمايي از جامعه و طبيعت ديده شود، بلكه عكاس مي
تواند با اظهار عواطف شخصي، واحد نويني را به وجود آورد و انديشه نهفته
وي، واژه زيبايي را گسترش دهد. در اين جا اگر چه تصاوير، حتي نمادي
باشند، اما دردرجه نخست، نگاه عكاس به وضعيت انساني است كه در خور توجه
مي باشد.
عكاسي همچون ديگر اختراعات بشر، كه وي را قادر مي سازد،
هر چه بيشتر با ديگر همنوعان خود ارتباط پيدا كند، زباني جهاني است و
طبيعتا مكالمه با چنين زباني ، اگر ساده و بي پيرايه باشد، ارتباطي
نزديك تر، عميق تر و كارساز را پديد مي آورد.
امروزه مي توان عكسي تصويرگرايان1
همچون آثار « رابينسون »
2
يا « جرج داويسون»3
تهيه كرد و يا مانند « رجلندر»
4
به هويت هنري عكاسي ( در نيمه دوم قرن نوزدهم ) بها داد، يا همچون «
آتژه)
5،
« استيگليتز»
6و
« استراند»
7
به شناسايي هويتي مستقل براي عكاسي، كمك كرد و امكانات بياني ي اين
رسانه را در خدمت خود و آرمان خود گرفت.
با برگزاري نمايشگاه « خانواده بشر»8
به همت « ادوارد اشتايخن»9
در موزه هنرهاي مدرن نيويورك، عكاسي با آثار « اگوست ساندر»10
، « واكرايوانز»11
و « كارتيه برسون»12
و به تابعيت اينان، گروه
كثيري از عكاسان جوان به تلفيق ديد شخصي با نظرگاه هاي اجتماعي ي آن
دوره نايل آمدند.
حالا مي توان همان « لحظه قطعي»13
كارتيه برسون را از ثبت بي كم و كاست واقعيت سطحي و اوليه، به ثبت لحظه
اي ارتقاء داد كه در آن نقش عكاس ، به نقشي انسان خواه و انسان مدار
تبديل مي شود. ويژگي ي بارز اين آثار، نه شكار لحظه هاي گذراي زندگي
است، بلكه با استفاده از قدرت سحرانگيز عكس،عكاسي توان آن را مي يابد،
تا در نقشي فعال تر ظاهر شود و آن تأمين حيثيت انساني و امنيت خانواده
بشري از طريق ارايه همان ديدگاه انسان گرا، در عكس هاي خود باشد و بار
ديگر با هر شكلي، چه ثبت سند گونه ي واقعيت و عكاسي مستند14،
عكاسي خبري15
و
…
يا جديدترين اشكال هنري براي بازگويي ي افسانه ها و اساطير، تجسم خيال
ها و خواب ها و آفرينش هاي ذهني، به ثبت چيزي بپردازد كه از وراي آن
ديدگاه انسان گراي عكاس و عكاسي ي انسان گرا بدرخشد تابشي كه ضامن حيات
اين هنر ، موضوع و مضمون آن باشد.
1-Pictorialism
2- Henry Peach Robinson
3- George Davison
4- Oscar G. Rejlander
5-Eugene Ateget
6- Allfred Stiegliz
7- Paul Strand
8- Family Of Man
9- E.Steichen
10- August Sander
11- Walker Evans
12- Henry Cartier Bresson
13- Decisive moment
14- Documentary photography
15- Photojournalism
|