هرات يكي از شهرهاي بزرگ و
تاريخي افغانستان است كه در جنوب غربي آن قرار دارد . اين شهر از لحاظ
تاريخي قدمت و اهميت زيادي داشته و از جمله شهرهايي است كه دوراني از شكوه
فرهنگي ، علمي و سياسي را پشت سر نهاده است . و اگر به تاريخ گذر كنيم در
مي يابيم كه قرن نهم هجري ، دوران اوج تمدن و فرهنگ هرات بوده است . در اين
برهه از زمان سلسله ي تيموريان در ايران حكومت مي كرد كه در بسياري از
ادوار تاريخي اين سلسله ، هرات به عنوان پايتخت خراسان و تخت گاه شاهان
تيموري از جمله شاهرخ الغ بيگ ، بايسنقر و سلطان حسين بايقرا محسوب مي شد .
دوره ي سلطنت اين شاهان ، دارالسلطنه ي هرات ميزبان عالمان و فضلا و
دانشمندان و محل تمركز علوم و هنرهاي رايج زمان بود. در اين مقاله فراز و
نشيب هاي سياسي اين دوره مورد توجه نيست و هدف آشنايي مختصر خوانندگان
گرامي با اوضاع فرهنگي هرات در قرن نهم هجري است و مطمئناً ارائه ي گزارشي
كامل و دقيق از موضوع مورد بحث نياز به بررسي و تحقيق علمي بسيط و عميق تر
دارد .
هرات در بيشتر دوره هاي
تاريخي به عنوان يكي از مهم ترين شهرهاي خراسان به شمار مي رفته ، ولي
دوران شكوفايي و اوج زيبايي آن مربوط به عصر تيموريان است . به ويژه دوره ي
صد ساله ي سلطنت شاهرخ ، سلطان ابوسعيد و سلطان حسين بايقرا ، اين شهر مركز
تجمع دانشمندان و هنرمندان و محل رونق و شكوفايي هنرهايي چون كتاب سازي ،
مينياتور ، تذهيب و خوش نويسي بوده است . عظمت و اهميت اين شهر در سرزمين
خراسان و جايگاه علمي ، ادبي ، سياسي ، اجتماعي آن آوازه ي جلال و جمال و
ابهت آن را در سرتاسر جهان آن روزگار پراكنده بود . در عصر تيموريان
دارالسلطان، هرات به صورت دارالعلم بزرگي در آمده بود و از اطراف و اكناف
جهان طالبان علوم صوري و معنوي به آن كانون فرهنگ و ادب روي آورده بودند و
در هر گوشه ي شهر گنبدهاي عظيم و مساجد و مدارس و خانقاه ها سر به آسمان
برافراشته و در زير آن حلقه هاي درس و مجلس ادب و بحث و مناظره بر پا بوده
است . پادشاهان و فرمانروايان تيموري بزرگترين مدارس ، لنگرها ، خانقاه ها
، مساجد ، دارالسياده ، دارالشفاها ، كتابخانه ها در اين شهر به وجود آورده
بودند و در آن دوران هزاران دانشمند ، سخنور ، شاعر ، نويسنده ، هنرمند ،
نقاش ، تذهيب كار و خطاط و موسيقي دان زبر دست و ماهر در آن شهر مانند
ستارگان درخشان نورافشاني مي كرده اند . براي شاعران و نقاشان و ديگر
هنرمندان بزرگ اين كانون عظيم هنري در تاريخ فرهنگ و تمدن ايران آن زمان به
نام مكتب هرات خوانده شده است .
پادشاهان تيموري بر خلاف
خود تيمور ، فرمانرواياني شاعر مشرب ، فرهنگ دوست و مشتاق علم و معرفت و
كمال بودند . طي حاكميت آن ها تمدن و فرهنگ و هنر رونق فراوان يافت . در
منابع از آنان به عنوان پادشاهاني دانشمند و نيز حاميان بزرگ دانشمندان و
متفكران زمانشان ياد كرده اند . از جمله اين پادشاهان مي توان از شاهرخ نام
برد . او هرات را پايتخت خود قرار داد و آن جا را پرورشگاه هنر ساخت . هرات
در زمان او به منتهاي درجه ي عظمت و اعتبار رسيد . وقتي تيمور بر اين شهر
استيلا يافت باروي آن را خراب كرد و بيشتر دانشمندان را به سمرقند كوچاند .
ولي دردوره ي شاهرخ دوباره اعتبار و مركزيت خود را باز يافت و در تمام طول
قرن نهم هجري ( پانزدهم ميلادي ) از بزرگترين شهرهاي آسياي ميانه به شمار
مي آمد و در مدت كوتاهي از نظر آبادي و ادب و ثروت و جمعيت چند برابر ايام
سلطنت پادشاهان غور و سلاطين كرت گرديد و مركزيتي علمي و هنري پيدا كرد .
اين همه بر اثر پشتيباني شاهرخ و پسر هنرمندش بايسنقر پديد آمد . هرات در
اين دوره وسعت يافت . ابنيه ، كاخ ها ، باغ ها ومساجد و مدارس متعددي در آن
ساخته شده و مركز حوزه ي علميه و مناسبت هاي فرهنگي آن روز گرديد . تعداد
مدارس و مراكز تعليم در دوره ي تيموريان زياد بود . چه آنان كه سلاطين و
شاهزادگان بنا كرده بودند و چه آن هايي كه ديگر امرا و بزرگان تيموري مانند
مدرسه ي امير فرمان شيخ كه از مقربان شاهرخ بود . او اين مدرسه را در هرات
ساخت و مدرساني در آن گماشت .
گوهرشاد همسر شاهرخ نيز
مصلايي شامل مسجد جامع و مدرسه در هرات بر پا ساخت كه در منابع از آن به
عنوان بيت المغنره ياد كرده اند گنبد داخلي اين مدرسه با طلا و لاجورد
تزيين شده بود علاوه بر ابنيه و عماراتي كه در اين دوره بنا شد . بناها
وباغات فراواني نيز تعمير و مرمت گشت ، از جمله مدرسه اي كه توسط خواجه
كمال الدين حسين يكرنگي تعمير شد . اعتبار علمي هرات و سمرقند در دوره ي
تيموريان به ويژه شاهرخ و حسين بايسنقر بيش از ديگر شهرها بود . در اين
دوره علوم مختلفي رونق يافت از جمله رياضيات ،نجوم ، علوم ديني ، موسيقي ،
تاريخ نگاري ، ادبيات و طب . البته نقصي كه مي توان بر علم اين زمان وارد
دانست اين است كه مبناي علوم بيشتر كتب درسي قرون هفتم و هشتم خالي از هر
گونه ابتكار و فكر و تحقيق تازه بود . بلكه تقليد و تكرار از گذشتگان بود و
مي توان گفت از نظر كمي رشد داشته و نه كيفي با اين احوال علما و فضلاي اين
دوره و آثارشان از بسياري جهات بر دانشمندان و آثار دوره ي بعد از خود
برتري داشتند .
عظمت علمي و فرهنگي هرات
دانشمندان زيادي را جذب دارالسلطنه هرات ساخت كه مورد حمايت شاهان تيموري
قرار گرفته و بيش از پيش موجبات رشد علمي و فرهنگي تمدن اسلامي را در هرات
فراهم كردند . از جمله علماي اين عصر نظام الدين احمد جيلاني از رياضي
دانان عصر سلطان حسين بايسنقراست كه به تشويق آن شاه از گيلان به هرات آمده
و همان جا به مطالعه حكمت و نجوم پرداخت . از مورخان نيز از مولانا كمال
الدين عبدالرزاق سمرقندي مي توان نام برد كه در قرن نهم در هرات به دنيا
آمد و نزد حاكمان تيموري بسيار مورد احترام بود .كتاب « مطلع السعدين و
مجمع البحرين » اثر اوست .
در زمان سلطان حسين بايسنقر
با حمايت وزير دانشمند او امير علي شير نوايي دو اثر مهم تاريخي به وجود
آمد «روضه الصفا في سيرت الانبيا و الملوك و الخلفا »تأليف محمد بن خارند
شاه مشهور به ميرخواند كه بيشتر عمر خود را در هرات گذراند .
در اين زمان معماري
نيز در دوره ي اوج زيبايي خود به سر مي برد . شاهان تيموري توجه وعلاقه ي
زيادي به ساخت يا تجديد بناي عمارت هاي گوناگون داشتند . مير خواند در كتاب
خود از ساخته شدن باغي موسوم به « باغ آرا » در زمان سلطان حسين بهادر خان
خبر مي دهد كه نزديك بيست سال استادان و هنرمندان در آن به هر گونه بدايع و
صنايع مشغول بوده و به طرفه كاري و لطايف نگاري اقدام كرده اند .
مهم ترين كانون فرهنگي
تيموريان ، دربار سلطان حسين بايقرا در هرات بود كه شماري از شاعران و
مورخان و هنرمندان را جذب هرات كرد كه در آنجا سبك هايي به وجود آوردند كه
با نوآوري تا زمان صفويان ادامه داشت . در اين جا مي توان پذيرفت كه ترويج
علوم و هنرهاي گوناگون در دوران سلطان حسين بايقرا تأثير زيادي در حيات
فكري و هنري ايران به جا گذاشت و جايگاه والايي كه خصوصاً نقاشان در هرات
پيدا كردند ، ضمن حفظ و تداوم سنت كهن ، روح تازه اي به مكتب نقاشي ديگر
نقاط دور و نزديك داده بود .
رابطه ي خوب و محكم دربار
هرات و خاندان « مينگ » چين سبب شد كه هنرهاي چيني در مكتب هنري هرات اثر
گذار شود . در عصر شاهرخ هنر نقاشي ، مرحله اقتباس و فراگرفتن فنون بيگانه
را پيمود و به دوره ي رشد رسيد . در منابع تيموري از نقاشان برجسته اي
مانند شاه مظفر ، سيدي احمد نقاش ، خواجه علي مصور و مولانا مير خليل نام
برده شده است . اما بزرگترين نقاشي اين عصر و تمام ادوار اسلامي كمال الدين
بهزاد بود .او در سال 854 هجري در هرات به دنيا آمد و تحت تعليم استاد ميرك
به نقاشي زبر دست تبديل شد و به قول مؤلف گلستان هنر « تا صورت نقش بسته هم
چو او مصوري كس در اين روزگار نديده . »بهزاد و شاگردش قاسم علي نيز تحت
حمايت امير علي شير نوايي ، وزير سلطان حسين بايسنقر بود . اگر بخواهيم
ويژگي هاي هنر نگارگري مكتب هرات در دوره ي تيموري را خلاصه كنيم مي توان
اين چند مورد را بر شمرد :