RAHA

Home

Author Index

WORLD INDEPENDENT WRITERS' HOME

RAHA Charter - RAHA Membership - RAHA Book - Professional Literature - Literary Criticism - Opinion

 Poetry - Short Story - Author Index -  News World-class literature - Letter to Editor - Interview

 Writers in exile - Amateur literature - RAHA Gift - Link to RAHA  - Frog Books - Contact Us


Opinion

   

 

 Kabul Press, World Media Home

خانه های امن زنان : نگاهی ديگر

پروين اردلان

 در دوازدهمين كنفرانس بنياد پژوهش هاي زنان ايران كه اين بار در سوئد (استكهلم ، 1380 ) برگزار شد ، زني به عنوان سؤال كننده پشت تريبون رفت و در حالي كه شركت كنندگان در انتظار شنيدن سخنان او درباره ي مطالب ايراد شده بودند ، نمونه هايي از واژه هايي را ذكر كرد كه برخي از سخنرانان يا ديگر حاضران در سخنان خود به كار برده بودند : « كار سياه ، شغل سياه ، پول سياه …» و در ادامه ، از بي توجهي به خصلت هاي راسيستي در برخي واژه ها و به كار بردن آن ها در كنفرانسي تحت عنوان كنفرانس زنان انتقاد كرد… سارا را بار ديگر در برلين ديدم ، اين بار منتقد به روابط راسيستي در خانه هاي زنان . او و دو همكار آلماني و يوگسلاوياي اش طرح چند مليتي خانه هاي زنان را به دولت ارائه داده بودند . و اين طرح با موافقت دولت روبه رو شده بود . گر چه بحث چگونگي تأسيس خانه هاي امن زنان در ايران ، آن هم در فقدان قوانين كاربردي ، در حد بحثي صوري مانده است وكمتر راه به جايي مي برد اما در اروپا نزديك به سه دهه است كه چگونگي فعاليت خانه هاي امن زنان در ترازوي آزمون و خطا قرارگرفته است . از آنجا كه زنان خارجي رقم قابل توجهي از مراجعه كنندگان اين خانه ها را تشكيل مي دهند ، طرح ديدگاه ها و نظرات زنان ايراني و فعال در اين عرصه ها به شناخت ما از فعاليت اين خانه ها – لااقل در ساير كشورها – كمك مي كند . برخي از زنان ايراني به دليل تجربه ي فعاليت در خانه هاي امن يا در مراكز مرتبط با آن ها به ساختار دروني اين خانه ها انتقاد دارند و برخي نيز مي كوشند با ايجاد و گسترش ارتباط با خانه هاي زنان ، به رفع كاستي هاي آن ها بپردازند. سارا نزديك به بيست سال است در آلمان به سر مي برد و حدود شش سال است كه در خانه هاي زنان برلين فعاليت مي كند . به گفته ي او : «طبق آمارهاي موجود از هر سه زن آلمان ، يك نفر مورد ضرب و شتم شوهرش قرار مي گيرد . در مورد خارجي ها آمار مشخصي وجود ندارد ولي حدود 50 تا 60 درصد ساكنان خانه هاي زنان را زنان خارجي تشكيل مي دهند» براسـاس آماري كه او ذكر مي كنـد ، مي توان چنين گمان برد كه زنان خارجي بيش از زنان آلماني مورد خشونت قرار مي گيرند اما سارا مي گويد : «زنان آلماني از امكانات مالي ، خانوادگي و شغلي بهتري برخوردارند ، مي توانند به پليس مراجعه كنند ، وكيل بگيرند و كمتر به خانه هاي زنان بروند . اما زنان خارجي يا خانواده اي ندارند و يا به خاطر محدوديت هاي فرهنگي و اجتماعي از حمايت آن ها بر خوردار نيستند. اكثر آن ها كار نمي كنند ، زبان بلد نيستند ، اگر بخواهند جدا شوند براي اقامت مشكل دارند . بنابراين وقتي مورد خشونت قرار مي گيرند بيش از زنان آلماني به خانه هاي امن مراجعه مي كنند . » تا يك سال پيش وقتي زني با مردي ازدواج مي كرد كه اقامت آلمان را داشت ، حداقل سه سال طول مي كشيد تا به او هم اقامت دهند. بسياري از زنان خارجي به خاطر نياز به اقامت ، خشونت هاي تحميلي شوهرانشان را تحمل مي كردند . اين مسئله با اعتراض زنان خارجي و فمنيست هاي آلماني روبه رو و سرانجام در پارلمان مطرح و تعديل شد ، به اين ترتيب كه مدت سه سال ، به دو سال كاهش يافت و زناني هم كه بتوانند ثابت كنند شوهرانشان آن ها را كتك مي زنند ، مي توانند شخصاً تقاضاي اقامت كنند و از حمايت خانه هاي زنان نيز برخوردار شوند.. خانه هاي زنان مورد حمايت دولت هستند، در آلمان هر خانه اي حدود 10 تا 13 كارمند دارد . كساني كه در خانه زنان كار مي كنند بايد سابقه كار در حوزه ي زنان را داشته باشند . زني كه مورد ضرب و شتم قرار مي گيرد مي تواند به طريق گوناگون به خانه هاي امن مراجعه كند. او بايد ابتدا تاييديه ي پزشك را بگيرد و آثار ضرب و شتم را به حداقل دو يا سه نفر نشان دهد . هر چه شاهد بيشتري داشته باشد امكان اثبات ادعايش بيشتر است . در كتاب هاي راهنماي تلفن هم شماره هاي مراكز گوناگون زنان موجود است و مي تواند از اين دفاتر كمك بگيرد ، اين دفاتر بيش از هر چيز به منظور كمك و حمايت از زنان خارجي شكل گرفته اند ، مثلاً در كانون پناهندگان سياسي ايران در برلين ، مركز مشاوره اي براي زنان خارجي وجود دارد كه مشاوره هاي لازم را در زمينه هاي حقوقي ، مشكلات خانوادگي و … در اختيار زنان قرار مي دهد و در صورت لزوم آنان را به خانه هاي زنان معرفي مي كند . ميهن از فعالان اين مركز را در حالي مي بينم كه سراسيمه به زني جوان كه قصد فرار از خانه را دارد ، توصيه هايي مي كند : « آرام باش و فكر كن ، اگر تصميم گرفتي كه بيايي ما حمايتت مي كنيم ، پاسپورتت را فراموش نكني … » زن آن سوي خط تلفن است و مدام گريه مي كند ، مي ترسد و هنوز در تصميم گيري مردد است اما سرانجام او را يك ساعت بعد مي بينيم : « ديگه بر نمي گردم . » اما هنوز ترس او را همراهي مي كرد:« شوهرم راننده تاكسي است ، مي ترسم پيدام كند . »يك سال ازازدواجش مي گذرد و مدام مورد سوء استفاده هاي جنسي شوهرش قرارگرفته است. ميهن او را از طريق يك رابط ديگر به يكي از خانه هاي امن معرفي مي كند و در عين حال شرايط خانه هاي امن را به او گوشزد مي كند :«امكانات خانه خودت را ندارد ، بايد توي يك اتاق با جمع زندگي كني ، ممكن است احساس تنهايي كني …» ميهن از فعالان دفتر مشاوره زنان است و طبيعتأ با مشكلات زنان ايراني آشناست : « با افزايش مهاجرت به آلمان مشكلات اصلي بسياري از خانواده هاي ايراني حل مشكل پناهندگي بود . در بدو ورود آن ها به آلمان شوهر محور خانواده بود ، اما به تدريج زنان سريع تر از مردان خودشان را با جامعه جديد تطبيق دادند ، زبان آموختند ، فرزندانشان را به مهدكودك بردند، خريد كردند، شغلي يافتند … و به تدريج اداره ي امور خانواده را نيز در دست گرفتند و چون از حق پناهندگي هم برخوردار بودند ، نقش مردان كمرنگ تر شد و مشكلات خانوادگي شكل ديگري گرفت و تضادهاي خانوادگي آغاز شد، زني كه در موقعيت برابر با شوهر قرار گرفته بود ديگر به او سرويس نمي داد . بسياري از تضادها ، جدايي ها و اعمال خشونت هاي گوناگون بر زنان از نتايج اين تغيير و تحولات در زندگي خانوادگي است . زنان به رغم برخورداري از حقوق اجتماعي برابر هنوز هم مورد خشونت قرار مي گيرند . در حال حاضر مركز مشاوره ي ما علاوه بر تشكيل گروه هاي خوديار از زنان خانه دار و طرح مباحث مربوط به زنان مانند تغذيه ، يائسگي ، افسردگي، مشاوره هاي خانوادگي ، نمايش فيلم هايي درباره ي خشونت در خانواده ،… به بررسي مشكلات روحي و رواني زنان مي پردازد . مثلاً ما حداقل سه مورد زناني را داريم كه فرزندشان را شوهر دزديده و به ايران برده است و آن ها زير فشار روحي قرار گرفته اند. »زناني هم كه تحت خشونت هاي جسمي و رواني قرار مي گيرند از سوي اين دفتر به خانه هاي زنان معرفي مي شوند : «اكثر زناني كه در اين زمينه به ما مراجعه مي كنند تحت سوء استفاده هاي جنسي قرار گرفته اند ، مثلاً مردي براي ارضاي جنسي خود زن چهل و دو ساله ي خود را وادار كرده بود كه در انظار عموم نيازهاي جنسي او را برآورده كند و زن كه ممانعت مي كرد به شدت كتك مي خورد . او از جمله مواردي بود كه به خانه ي امن معرفي اش كرديم . زنان حاصل از ازدواج پستي را نيز به اين خانه ها معرفي مي كنيم . بيشتر اين زنان نيز مورد سوء استفاده هاي جنسي قرار مي گيرند . » ميهن نقش خانه هاي امن را در حمايت و ياري رساني به زنان در اموري چون گرفتن وكيل ، طي كردن مراحل جدايي ، حل مشكلات اقامت ، و افزايش اعتماد به نفس در زنان … و نقش دفاتري چون دفتر مشاوره زنان را در هدايت و راهنمايي زنان خشونت ديده به كانال هاي صحيح مؤثر مي داند . جدا از مراكز مشاوره زنان ، شهرداري منطقه يا اداره ي پليس از ديگر مراكزي هستند كه زنان مي توانند به آن ها مراجعه و از خدمات آن ها استفاده كنند . زنان در مراجعه به اين مراكز بايد گذرنامه هاي خود را همرا داشته باشند ، چون تجربه نشان داده كه شوهران شان گذرنامه هاي آنان را بر مي دارند و حتا از بين مي برند . اگر زني بچه دارد بايد بچه را با خود به اين خانه ها ببرد چون تا تصميم دادگاه هر دوي آن ها مي توانند بچه را نزد خودشان نگه دارند . در اين موارد فرقي نمي كند كه شوهر آلماني باشد يا خارجي . در مورد شوهر ايراني اين خطر وجود دارد كه بچه را با خود به ايران باز گرداند.. معمولاً زنان از يك ماه تا يك سال در خانه زنان مي مانند. در واقع طبق طرح هر زني حداكثر 6 ماه مي تواند بماند اما معمولاً بيشتر مي مانند چون هيچ كس را نمي توان از آن جا بيرون كرد. سارا گر چه نقش مثبت خانه هاي امن را در پيشگيري از خشونت عليه زنان انكار نمي كند ، اما انتقادهايي نيز به وضعيت خانه هاي زنان دارد :« طرح و ساختار خانه زنان طي گذشت زمان با توجه به فعاليت ها و خدمات مورد نياز آن ها همواره در حال تغيير و تحول است ولي اساس اين تغييرات و نياز سنجي ها متناسب با نياز هاي زنان آلماني است . مثلاً پس زمينه ي اين تفكر كه در خانه ي زنان ، زنان بايد با هم زندگي كنند ، همبستگي داشته باشند ، تقسيم كار كنند ، … از اين واقعيت برخاسته است كه زندگي فردي زنان آلماني بر زندگي جمعي شان غلبه دارد ، به اعتقاد آنان زندگي جمعي در خانه ي زنان به آن ها اعتماد به نفس مي دهد . اما همين تعريف براي يك زن ترك يا فارس كه معمولاً از يك زندگي جمعي مي آيد و دلش مي خواهد اتاقي براي خودش داشته باشد ، تعريف مناسبي نيست . در واقع نمي توان همه را در يك قالب برد ولي اگر قدرت انتخاب براي زندگي فردي يا جمعي وجود داشته باشد ، صورت مسئله فرق مي كند . براي برنامه ريزي در خانه ي امن زنان بايد در مرحله ي نخست بدانيم كه زن از چه خانواده و گذشته اي مي آيد. ما مسئول ياد دادن به آن ها نيستيم بلكه بايد حمايتشان كنيم و البته ياد بگيريم كه خواسته ها و آرمان هاي مان را طوري بر آن ها تحميل نكنيم كه ناچار شوند خواسته هايشان را با ما تطبيق دهند . » به اعتقاد سارا به كارگيري زنان خارجي بايد در دستور كار خانه هاي زنان قرار بگيرد : « اكثر برنامه ريزان خانه هاي زنان و نيز بيشتر تيم هاي كاري در خانه هاي زنان آلماني هستند . آن ها به اين واقعيت فكر نكرده اند كه درصدي از زنان خارجي را در اين گروه ها وارد كنند . وقتي يك زن خارجي مورد خشونت قرار مي گيرد ، به شهرداري ، اداره پليس ، خانه هاي زنان و… مراجعه مي كند ، قطعاً كمك هاي لازم را مي گيرد اما تجربه نشان داده كه با برخوردهاي منفي هم رو به رو مي شود . خيلي از زنان زبان آلماني بلد نيستند ،‌نمي توانند خواسته هاي شان را به درستي بيان كنند و به همين دليل با برخوردهاي نا مناسبي مواجه مي شوند. مثلاً از او مي پرسند كه چرا به كشورش بر نمي گردد؟ در صورتي كه طرح اين پرسش نه تنها از حوزه وظايف اين نهادها خارج است بلكه مناسبات راسيستي را هم شدت مي بخشد . اگر تيمي از زنان خارجي و آلماني تشكيل شود ساختار اين نوع مناسبات هم تغيير مي كند . اگر زنان خارجي بتوانند به عنوان كارمندهاي خانه هاي زنان استخدام شوند ، همبستگي جنبش زنان ملل ، بيشتر مي شود، در واقع اگر در انتقاد به سيستم هاي پدر سالاري مشترك هستيم مي توانيم در پروژه هاي زنان هم مشترك باشيم . خانه ي زنان بايد خانه اي مستقل با مناسبات دموكراتيك باشد.» او هم چنين درباره ي استقبال دولت آلمان از اين امر مي گويد : «خوشبختانه اكنون اين مباحث از مباحث مطرح در اتحاديه ي اروپاست . اكنون اتحاديه اروپا برچند فرهنگي بودن مناسبات تكيه دارد و دولت آلمان ناچار است تا سال 2007 اين روش را در مناسبات كاري خود بگنجاند ، در بين كشورهاي اروپايي هلند اولين كشوري است كه برنامه هاي چند فرهنگي در آن اجرا مي شود و اين كار براي جلوگيري از باز توليد مناسبات راسيستي از مهدكودك ها ، اتحاديه هاي كارگري و ساير اتحاديه ها ، … آغاز شده است از آن جا كه آلمان خود را كشوري مهاجرپذير نمي دانست ، به اين مسئله اهميت چنداني نمي داد ولي بعد از تصويب اتحاديه ي اروپا اين مباحث را دنبال مي كند .» سارا و دوستانش طبق طرحي كه به دولت ارائه داده بودند ، به دنبال تأسيس خانه اي جديد با ساختاري جديد هستند : « ما در يك كشور چند مليتي زندگي مي كنيم ، پس بايد ساختار نهادهايي چون خانه ي زنان هم ساختاري چند مليتي داشته باشد . به اعتقاد ما همان طور كه جنبش زنان در آلمان براي حضور درصدي زنان در نهادهايي چون دانشگاه ، پارلمان و… فشار مي آوردچرا نبايد حضور درصدي زنان خارجي را در خانه هاي زنان بپذيرد ؟ برخي از زنان آلماني با اين نظر موافق نيستند . البته در پاسخ مخالفتي نمي كنند اما در عمل موانع گوناگوني پديد مي آورند مثلاً مي گويند زنان خارجي زبان نمي دانند در صورتي كه زنان خارجي فعال در خانه هاي زنان علاوه بر زبان مادري خود ، زبان آلماني را هم ياد گرفته اند و مي توانند به زنان خارجي هم زبان خود كه به خانه هاي زنان مي آيند ، كمك كنند . به تعبير ديگر موانع زماني پديد مي آيد كه به عنوان يك زن خارجي مي خواهد مستقل عمل كني . اين واقعيت تلخ را يكي از استادان دانشگاه آلمان به خوبي بيان كرده است . او مي گويد سخن گفتن از جنبش فمنيستي دليل برفقدان نگرش راسيستي در اين جنبش نيست ، در جنبش زنان ، زناني مي توانند از راسيسم دور شوند كه خود را نقد كنند… » پروژه ي خانه هاي چند مليتي زنان ، اول جولاي 2001 فعاليت خود را آغاز كرد . در حال حاضر غير از مسئولان اين پروژه ، دو ترك ، يك هنـدي ، يك ليتوانيايـي ، دو آلمـاني و يـك شيليايي در اين پروژه همكاري مي كنند . سارا اختلاف اساسي بين خانه هاي چند مليتي با ديگر خانه ها را در نحوه ي برخورد با زنان خارجي مي داند : «برخي از فمنيست هاي آلمان بر اين باورند كه زنان بايد بتوانند روي پاي خود بايستند يعني تنهايي براي رفع نيازهاي خود اقدام كنند در حالي كه به اعتقاد من تنهايي صرف ، آدم را قوي نمي كند . زني كه مورد تهاجم و خشونت قرار گرفته و با ترس و وحشت به خانه زنان پناه برده است ، به حمايت مداوم و برنامه ريزي شده نياز دارد . او بايد ياد بگيرد چگونه عمل كند ، به چه مكان هايي رجوع كند و چگونه حقوقش را بشناسد ، حال آن كه ديدگاه غالب در خانه هاي زنان اين است كه وقتي زني به خانه ها مي آيد بايد تقسيم كار را ياد بگيرد ، مسئوليت پذير باشد و در امور خانه مشاركت كند . به اين ترتيب به دليل بودجه ، برخي كارها را خودزنان انجام مي دهند و علاوه براين مسئوليت پذير مي شوند . اما به نظر من زني كه به اين جا مي آيد آن قدر درگير مشكلات روحي رواني هست كه وقت پرداختن به كارهاي خودش را هم ندارد ، خانه ي زنان خانه ي آموزش نيست ، خانه ي حمايت است . برخي از زنان كرد و ترك عراقي از مناسبات يك جامعه ي بسته روستايي مي آيند ، اصلاً سواد ندارند ، خيلي طول مي كشد كه زبان ياد بگيرند . وقتي يك زن خارجي به خانه امن مي آيد تمام مناسبات زندگي اش يعني خانواده اش را از دست مي دهد. وارد خانه اي مي شود كه نمي تواند دوستان يا خانواده اش را به آن خانه بياورد ، وارد خانه اي مي شود كه هم اتاقي هاي متفاوت دارد ، و اگر هم كمي بيشتر بماند هر روز شاهد هم اتاقي هاي جديد است. از نظر ما بهتر است دو وع خانه ي زنان ، كوتاه مدت و بلند مدت براي زنان پيش بيني شود . اتاقي مستقل ، با دستشويي مستقل ، تلفن…» مسئولان طرح چند مليتي خانه هاي زنان اين نوع تقسيم بندي را در طرح خود گنجانده اند . اين كه تا چه حد چند مليتي بودن يك پروژه با مناسبات دموكراتيك و ضد راسيستي پيوند دارد ، به تجربه اي ديگر نياز دارد و شايد به قول آن استاد دانشگاه به نگاه نقادانه به عملكرد خانه هاي چند مليتي نيز. «سوئد كشور انجمن هاست ، هر چهار نفر مي توانند يك انجمن تشكيل دهند و از خدمات دولتي استفاده كنند ، در حال حاضر زنان خارجي تشكل هاي گوناگوني دارند . در واقع هيچ خبري در جنبش زنان رخ نمي دهد مگر آن كه زنان خارجي در ان حضور داشته باشند .» اين گفته ي زني ايراني است كه ارتباط مستمري با خانه هاي زنان دارد . ليلا حدود 7 سال است كه به ياري ديگر دوستان ايراني و سوئدي اش انجمن و راديويي را براي زنان راه اندازي كرده است . اين انجمن پس از مدتي براي فعاليت گسترده تر به شبكه ي زنان تغيير شكل داد .ليلامسئول هماهنگي اين شبكه است . او در سال 2000 به اين دليل كه زندگي خود را وقف انسان ها ي تحت ستم كرده بود به عنوان بهترين شهروند سوئد برگزيده شد . ليلا هدف از تأسيس اين شبكه را ارتقاي آگاهي زنان ، جلوگيري از ترويج نقش هاي سنتي زن آن هم در جامعه اي با مناسبات مدرن ، و ياري رساندن به زناني مي داند كه مورد خشونت قرار مي گيرند . از او مي پرسم : «‌نقش اداره امور اجتماعي ، پليس ، خانه هاي امن و … در اين زمينه چيست ؟ » مي گويد :« ما نمي خواهيم جاي اداره امور اجتماعي يا خانه هاي زنان را بگيريم ، ما قصد نداريم خانه هاي امن زنان را متناسب با مليت هايشان از هم جدا كنيم ، زني كه مورد خشونت قرار مي گيرد جدا از فرهنگ و مليتش با زنان ديگر از مليت هاي ديگر مشترك است . اما نا آشنايي زنان با خانه هاي امن از يك سو و نقش خانه هاي زنان از سوي ديگر قابل تأمل است . ما در اين زمينه به صورت رابط عمل مي كنيم و پيشگيري كننده هستيم .» شبكه اي كه ليلا در آن كار مي كند با مركز بحران هاي زنان كه خانه امني دولتي است ، ارتباط مستمر دارد. ليلا وجود شبكه هايي از اين دست را در آشنا كردن زنان به خانه هاي امن مؤثر مي داند : « ما زنان جوان زيادي داريم كه پس از ازدواج هاي وكالتي با خشونت هاي جنسي و جسمي از سوي شوهران شان رو به رو هستند اما مي ترسند كه به خانه هاي امن مراجعه كنند . طبق قوانين سوئد اگر شوهري بخواهد بر خلاف ميل همسرش با او ارتباط زناشويي داشته باشد ، اين عمل او تجاوز محسوب مي شود و جرم است و زنان مي توانند در صورت اعمال هر نوع خشونتي از اين دست به خانه هاي امن پناه ببرند . اما گاه برخي مردم مراجعه به خانه هاي امن را ناپسند مي دانند و مي گويند تنها زنات روسپي به اين مراكز مراجعه مي كنند در صورتي كه زني كه كتك مي خورد نه تنها مقصر نيست كه مورد خشونت هم قرار گرفته است . اين تفكر سنتي را كه زن بايد در خانه بماند و سكوت كند بايد كنار گذاشت . كار شبكه ما فعاليت عليه چنين جوي است . » شبكه زنان مي كوشد زنان را با فعاليت نهاد هاي اجتماعي آشنا كند : « زني به اداره امور اجتماعي رفته بود و به آن ها گفته بود؛چرا مرا به مملكت خودتان آورده ايد ؟ من مي روم و همه جا مي گويم كه من از شوهرم جدا شده ام و اين ها به من پول و خانه نمي دهند . در صورتي كه بايد از آن ها خواست تا نسبت به وضعيت او احساس مسئوليت كنند . ما مي كوشيم با اطلاع رساني از طريق راديو ، مشاوره ، برگزاري ميزگردهاي حقوقي و… آنان را با فعاليت و نقش نهادهايي از اين دست آشنا كنيم و در صورت لزوم آنان را به خانه هاي زنان معرفي كنيم . » ليلا نيز با برخي مشكلات خانه هاي زنان و كاركرد آن ها آشناست اما اين مشكلات را بيش از همه برآيند نگاه جنبش زنان سوئد نسبت به زنان خارجي مي داند : « خانه هاي زنان امكان خوبي براي زنان خشونت ديده هستند ، اما كساني كه در اين خانه ها كار مي كنند بايد بيشتر درباره زنان خارجي بدانند ، مليت هاي بيشتري را بشناسند و درك بهتري نسبت به مسائل زنان خارجي داشته باشند كه متأسفانه چنين نيست ، به همين دليل بخش مهم كار ما نقد جنبش زنان در سوئد است . شعار جنبش زنان سوئد ‹نصف قدرت ، همه حقوق › است ، اما پرسش ما اين است كه چرا نسبت به زنان خارجي چنين نگاهي ندارند ؟ سوئد بيشترين تعداد زنان را در پارلمان دارد اما هنوز وضعيت زنان خارجي دغدغه اش نيست و اين با جنبش زنان مغايرت دارد . از اين روي ما علاوه بر خدمات رساني به زنان در حوزه ي اجتماعي ، به نقد دولت سوئد ، جامعه ي سوئد ، جنبش زنان به لحاظ سياسي نيز مي پردازيم . ما مي خواهيم چشم جنبش زنان را بر وضعيت زنان خارجي در سوئد باز كنيم.» پا نوشت : كنفرانس بنياد پژوهش هاي زنان بيش از يك دهه است كه هر سال در يك كشور و توسط كميته اي محلي برگزار مي شود . در اين كنفرانس مسائل زنان مورد بحث قرار مي گيرد .رئيس اين بنياد گلناز امين و مركز آن در آمريكاست.

 

 

RAHA/7/May/2004

 

 

 

 

As the mind has no boundaries, the RAHA concept does not have frontiers and is opposed to information and cultural control by global communication entities whether media conglomerates, states or local governments, or religions

From independent writers to independent readers

RAHA- World Independent Writers' Home


Copyright© RAHA- World Independent Writers' Home 2000-2004/ Authors