RAHA

Home

Author Index

WORLD INDEPENDENT WRITERS' HOME

RAHA Charter - RAHA Membership - RAHA Book - Professional Literature - Literary Criticism - Opinion

 Poetry - Short Story - Author Index -  News World-class literature - Letter to Editor - Interview

 Writers in exile - Amateur literature - RAHA Gift - Link to RAHA  - Frog Books - Contact Us


Literary Criticism

   

 

 Kabul Press, World Media Home

 

 ادبيات، آزادی و نوستالوژی

A literatura, Liberdade e Nostalgia

در گفتگوی مينا کابلی با كامران مير هزار

مينا كابلي:

از همين زاويه و رويكرد به ادبيات، موافقيد تا به ادبيات فارسي ، يا جزيي تر به ادبيات دري در افغانستان بپردازيم؟

كامران ميرهزار:

البته. ولي من مي خواهم قبل از اينكه اين مبحث را به جلو ببريم. درباره ي استفاده از كلمه ي دري نكته اي را بگويم و آن اينست كه گاهي فكر مي كنم در افغانستان بايد اين كلمه به فارسي تغيير داده شود. چرا كه فارسي ساخت هاي پيشرفته تري از اين زبان كهنسال را مي نمايد. دري، ما را به متون كهني مي برد با ساخت هاي كاملا كلاسيك. من به اين موضوع در آينده بيشتر خواهم پرداخت. ما نويسندگان وقتي در جريان آفرينش قرار داريم، بايد به چشم اندازهاي نويي از زبان بيانديشيم. اگر به بخشي از گفتار در افغانستان بنگريم، مي بينيم كه انبوه كلمات وارداتي ما را از دري كه پيشتر گفتم مفهوم كلاسيكي فارسي را القا مي كند، دور مي كند. بخش وسيعي از نوشته هايي كه در جرايد كابل اكنون منتشر مي شود، ديگر آن دري محسوب نمي شوند. بل من فكر مي كنم ملغمه اي ست كه بايد سامان يابد. ساماني كه مانع از حركت زبان نشود. به كار فرهنگستان زبان ايران دقت كنيد كه چگونه زبان را عقب نگه مي دارند و واپس گرايي فكر و انديشه را ترويج مي كنند. باز هم اگر دقت كنيد مي بينيد ، نوشته ها در جرايد كابل از جهتي دوران مشروطيت ايران را تداعي مي كند . با اين تفاوت كه آن فرد افغان درنتيجه ي آوارگي با نشانه هاي جديد زيسته است و آن فرد ايراني با تمام وجود تلاش مي كند تا اشيايي را كه هرگز نديده وارد شعر كند. البته آن موقع اولين گام ها نيز براي جريان ادبي نو برداشته شد. در هر حال مي خواهم بگويم ما بايد با دقت و وسواس خاصي كار كنيم كه ضمن اينكه پهناي زبان را بيشتر مي كنيم، زبان را نيز به جلو برانيم.

مينا كابلي:

اين مساله اي ست كه بسياري هنوز به آن نيانديشيده اند. اميد دارم روزي درباره ي اين مساله با هم گفتگويي داشته باشيم. باز به همان بحث پيشتر برگرديم. آيا ادبيات كشورمان ثمره ي ادبي قابل توجهي در اين چند دهه داشته است؟

كامران ميرهزار:

اگر منظور دهه ي هفتاد به قبل باشد، قطعا خير. اثر ادبي در اين چند دهه زير يوغ تفكر كلاسيك و عقب مانده آفريده نشده است. البته هنوز هم بسياري از نويسندگان كالاي كلاسيك توليد مي كنند. از دهه ي هفتاد به اين طرف زمزمه هاي نويي را مي توانيد شنيد كه به نظرم ثمربخش خواهند بود.

مينا كابلي:

كتاب مهر، كتابي مدعي ست. براي نخستين بار است كه ادبيات افغانستان  اين اشكال سرودن را تجربه مي كند. اما از سويي همانطور كه پيشتر گفتيد، تفكر كلاسيك همه چيز را تحت سيطره گرفته. با اين حال تصور مي كنيد اين راه ادبي هموار شود؟

كامران ميرهزار:

ميناي عزيز ، ما فرصت آن را نداريم كه دوباره از نيماي شعر فارسي در ايران شروع كنيم. اين مسير بايد به جلو برود. تفكر و شيوه هاي نوي سرودن ناگزير است كه امتداد يابد. خواه اين از كتاب مهر باشد يا آثار ديگر. من از كوچكترين تلاش هاي نو استقبال مي كنم. ما در مسير جديد هنوز جوان هستيم. با ادامه دادن مي توانيم اين مسير را به پيش برانيم. ضمن اينكه ما از تجربه ي ادبي درزبان هاي ديگر استفاده مي كنيم. دربدري هاي ماريو بارگاس يوساي پرويي را مگر مي توان ناديده گرفت. او در شرايطي بود كه علاوه بر تفكر ارتجاعي و انبوه قلم فروشان با بي سوادي آدم پرويي هم درگيرودار بود. روزگار سختي خواهد بود اگر ما باز از يوسا شروع كنيم يا از نيما. هنوز پس از چند دهه از تحول ادبي بسياري در ايران كار كلاسيك مي كنند. ما در اين وضعيت نمي توانيم اينگونه آثار را به لحاظ ادبي ارزش گذاري كنيم. چرا كه از شروع جريان نو اين گونه كارها اعتبار ادبي خود را از دست دادند. جامعه ي ادبي ايران كه كار كلاسيك مي كنند را بايد بيشتر در وضعيت اجتماعي و عقب ماندگي هاي آن بررسي كرد. نسبت فاصله با جامعه ي سنتي و نو. حاكميتي كه عملا ازارتجاع حمايت مي كند. چرا كه با همين هست كه بر سر كار مانده است. افغانستان هم همينطور .آمار بي سوادي در افغانستان بالاست. اين مشكل بزرگي ست كه ما داريم. از سويي آمار زيادي را به نسبه مي توان ميان قلم بدستان يافت كه نان به نرخ روز مي خورند. ادبيات برايشان كالايي ست براي فروختن. تعدادي آشكارا اين كار را مي كنند و تعدادي با پرداختن به ادبيات كلاسيك عملا به آسياب  دسته ي اول و ارتجاع حاكم آب مي رسانند. ما بايد جهش متهورانه اي را در اين بهبوهه داشته باشيم. ما نبايد بگذاريم آن خواستن و آفرينش ادبي كه در كودكانمان اكنون هست، دوباره مانند گذشته ويران شود. شما گلشهر، شهرك آواره نشينان مشهد را ديده ايد. آنجا در كنار آن دسته از نويسندگان، كودكاني هم هستند كه درك ادبي بيشتري را نسبت به آن ها دارند. آن نويسندگان بي توجه به كودكان پيرامونشان سال ها تريبون گروههاي نظامي يا حكومت ايران اند. بي توجه به اينكه كوكان پيرامونشان در آوارگي و البته گرسنگي شعور ادبي بيشتري نسبت به آن ها دارند. يك بازي كودكانه  به انبوه كتاب ها و جرايدي كه خواننده اي ندارد مي ارزد.  به جرات مي توانم بگويم كه كودكان افغانستان شاعر ترند و درك بيشتري دارند

مينا كابلي:

خواهش دارم نمونه اي از اين برايم بگوييد.

كامران مير هزار:

من يكي از بازي ها كودكان افغان در ايران را شالوده شكني كرده ام. اين بازي با سرودي كه هنگام بازي هماوايي مي شود، يكي از شاهكارهاي دنياي كودكانه است. من اين سرود را اين جا مي آورم و شما خودتان شالوده شكني آن را در سايت رها تحت عنوان {اين پاها از كجاي گذشته آوارگي را لمس مي كنند} مطالعه كنيد:

 
دخترم گم شده
سيم سام سامي يا
در كجا گم شده
سيم سام سامي يا
در لندن گم شده
سيم سام سامي يا
نام او چه بوده
سيم سام سامي يا
نام او شاكاكو
سيم سام سامي يا
                                                                     

مينا كابلي:

يعني هنوز  بايد صبر كنيم تا نسل نو از راه برسد؟

كامران ميرهزار:

بله براي انجام اين پروژه نياز به گذشت زمان داريم كه بتواند تاريخي از نوشتن بسازد و بر خود بيفزايد. من حتم دارم كه سرود كودكانمان در گلشهر با كودكانمان، هر جاي افغانستان كه باشند، با كودكانمان در يك هماوايي باشكوه با استاد لوچيانو پاواراتي، پيوند دارد. ما پيشبري ادبي را بايد بر پشتيباني از نقاط ژرفي بگذاريم كه ادبيات آن لذتي شود كه برخاسته از پيرنگ آزادي، لذت آزاد ادبي ست. اين ادبيات اين خصلت را دارد با اشكال انساني به رخ كشيده شود و جغرافيا را ننگرد. ببينيد در اين وضعيت ما چگونه ناچاريم كه ادبيات را به ابتكاري انساني تبديل كنيم. ادبيات برخاسته از آوارگي و تبعيد مي تواند اعتراض پاكي به مرزها و جغرافيا باشد. صاحبان آن تنها افغانستاني ها          نخواهند بود.

مينا كابلي:

پس مهندسي ادبي شما براي افغانستان نيازمند توجه به آوارگي ست.

كامران ميرهزار:

دوره ي ما دوره ي تدبير آوارگي ست. نتيجه ي آوارگي و تبعيد سخن از افغانستان در اين پروژه ي ادبي براي جامعه ي انساني ست. من تصور مي كنم ما همواره بايد آزاد سازي سخن را نيز در نظر داشته باشيم تا بر پهناي زبان افزوده شود.

مينا كابلي:

اميدوارم ما فرصت داشته باشيم كه اين بحث را در آينده بيشتر بپردازيم. به دري يا فارسي، تكنيك هايي را كه ادبيات افغانستان مي تواند به ادبيات جهاني بيفزايد و ...در پايان اين مجال چه سخني داريد؟

اينكه اميد وارم دهه ي هشتاد و نود وقتي ما از ادبيات  سخن مي گوييم، حتما مرجع هايي از آن را در افغاستان نيز داشته باشيم. اينكه ما مي توانيم ادبياتي در سطح ادبيات به روز در دنيا داشته باشم و اينكه ما مشكلات زيادي نيز داريم.

مينا كابلي:

بسيار متشكرم.

Atualize Literatura Brasileira

Uma entrevista com Kamran Mir Hazar , escritor independente, intelectual Afegânico e poeta

 

 

RAHA/20/Apr/2003

O Kamran Mir Hazar, poeta independente, intelectual Afegânico e escritor e o redator-em-chefe do RAHA os escritores independentes lar, descreve-nos seu método de criar literário. Publicamos em <Update Brazilian Literature> O diário alguns artigos sobre o atualiza canto de literatura. O espanhol, inglês, japonês, francês, alemães. Lerão para o primeiro tempo um poema e uma entrevista de literatura Afegânica na américa latina.
 

 

 

 

 

As the mind has no boundaries, the RAHA concept does not have frontiers and is opposed to information and cultural control by global communication entities whether media conglomerates, states or local governments, or religions

From independent writers to independent readers

RAHA- World Independent Writers' Home


Copyright© RAHA- World Independent Writers' Home 2000-2004/ Authors