RAHA

Home

Author Index

WORLD INDEPENDENT WRITERS' HOME

RAHA Charter - RAHA Membership - RAHA Book - Professional Literature - Literary Criticism - Opinion

 Poetry - Short Story - Author Index -  News World-class literature - Letter to Editor - Interview

 Writers in exile - Amateur literature - RAHA Gift - Link to RAHA  - Frog Books - Contact Us


Literary Criticism

   

 

 Kabul Press, World Media Home

 

جغرافيای مدارها و جاذبه ها

در پرداخت ديگری از كتاب مهر ، كامران ميرهزار

مژگان اميری

بحث ديگري را درباره ادبيات با نگاهي دوباره به كتاب مهر دنبال مي كنم و پرداخت بحث پيرامون اين كتاب را در اين نوشتار ادامه مي دهم. لازم است اين نكته را در نظر بگيرم كه هر چه متن داراي ساحت متفاوت كلام و حضور باشد حدود بودن گسترده تر مي شود و ما را وادار مي كند كه از فرم كلاسيك فاصله بگيريم و معيار جديد را كه خود متن به ما پيشنهاد مي كند برگزينيم.

1-   اشاره هاي رسم شده در واژه

هر كلمه اي كه نوشته مي شود داراي حدود بودني است كه مي توان آن را جغرافياي واژه نام نهاد . اين مرز مشخص ديداري در واژه در آن واحد به لايه هاي متفاوت و تودرتوي تصويرهاي داده شده توسط واژه دلالت مي كند كه جداي از بستر شكل گرفته در معرفي واژه و جدا كردن آن از ديگر واژگان به ماهيت دروني تر خود واژه هم دلالت مي كند كه داراي تعدد تصوير است از اين سطح كلام كه خود را جدا كنيم واژه در محدوده ي بودن خود داراي كنش فعال است . يعني دائم حتا سرجاي خودش هم به ارتباط جذب و دفع انرژي مي پردازد چه در خود و چه در ارتباط با ديگر عناصر داخل متن. كلمه را اگر در سطح مدور الكترون مانند بنشانيم بايد خاصيت پويش و زايش درون متني را هم براي آن قائل شويم . متن با قابليت بالا و توانايي خاص است كه مي تواند امكان حركت و نمايش را از واژه بگيرد در يك هماهنگي و يكپارچگي كلام. در اين هماهنگي واژه مي تواند در هر لحظه از بودن خود تن به نقشي متفاوت بدهد و نقش بودن و حتا نقش دستوري و ساختاري خود را عوض كند و به تركيب هاي جديد ديگري در متن تن دهد . اين تن دادن در شعرهاي كتاب مهر با نمايش در مكان هاي متافيزيكي و اشاره هاي كيهاني بيشتر همراه مي شود. اين حضور در ابعاد چندگانه از واژه به چرخش دائم زاويه ديد در شعر و رساندن خود به سطوح مختلف ديداري در شعر است. بايد واژه را و اشاره ي او را كاملاً در شعر ديد و درك كرد.

» چرخش به سمت ناهنگامي طاس ها

و ايستادن .«

ما با واژه چرخش هيچگونه مشكلي نداريم در رسم حركت آن براي خود

اما با رسيدن به واژه ي به سمت

اينجا ما ناگزير هستيم براي چرخش خط افقي رسم كنيم. اين چرخش سرجاي خودش نيست بلكه هنگام چرخش ما در جهت فرضي مشخصي حركت داريم . اين خط فرضي در زمان تعريفي گم مي شود وقتي ما بايد خود را در زمان بيروني و تعريف نشده بگذاريم . زماني كه كاملاً مي توانيم دركش كنيم اما هيچگونه ابزاري براي سنجيدن و اندازه گيري آن نداريم. اين زمان ، زمان هستي و يا به طور جزء زمان سرنوشت است براي هر فرد به طور كاملاً مستقل و جدا از ديگر افراد . به خاطر همين حضور زماني ما به تعداد خواننده تعداد حركت و جهت حركت داريم در يك مسير مشخص و كاملاً بسته اما با فراواني چهره.

واژه اين است ، ناهنگامي

اتفاق در زمان رخ داده است و دارد رخ مي دهد اما ما تنها ناچار از هم مسير شدن هستيم و اينجا هيچ برنامه اي براي شروع و پايانش نداريم.

با رسيدن به واژه طاس ها

كاملاً به موقعيت مي رسيم. اينجا ديگر تنها ما بيننده نيستيم بلكه آن چه در دست گرفته و حركتش را ديده ايم و يا با آن چرخيده ايم ، چيزي نيست جز سرنوشت خود خواننده در يك بازي كاملاً حرفه اي و در عين حال كاملاً بسته به بخت براي طاس ها تا بازي ما را رقم بزند. در واقع ما در اين سطر بايد نقش را بپذيريم و اين نقش ديگر يك رسم ساده از يك حركت نيست بلكه سرنوشت محتومي است كه رقم مي خورد. سرنوشتي كه با چرخش شروع مي شود و در زماني بيرون از توانايي و كنترل ما كامل مي شود و نتيجه چيزي خواهد بود كه نمي توانيم پيش بيني كنيم

در واژه ايستادن

اين بازي اينجا تمام مي شود .

خواننده يكي از بازي هايش را انجام داده است و بايد منتظر بازي طرف مقابل كه نمي داند كيست باشد تا باز نوبت بازي او شود و با چرخش و حركت و طاس ديگري امكان حركت و نقش ديگري را برگزيند.

ما در اين دو سطر از شعر جداي از فضاي ساخته شده از يك مكان محدود مثل تخته نرد ناچار از اين هستيم كه به اشاره هاي زباني و فضاهاي درهم تنيده ي يك بازي با واژه در ساخت چند فضايي تن دهيم.

هر كلمه جدا از نقش خود از نظر ساخت در نقش يك حرف اشاره هم آمده است كه انگشت سبابه خود را به سمتي مي گيرد تا ما آن طرف را نگاه كنيم .

 

» كسي از كنارم رد شد

و در رويايش آدم هايي چند متلاشي شده اند «

 

به نمودار اشاره و حركت ديگري كه در ميان واژه يكپارچگي متن نشسته است نگاه مي كنيم:

دو زاويه ديد را در اولين واژه ناچار از رسم هستيم، يكي را مي توان ثابت فرض كرد و ديگري را داراي حركت و آن كه ايستاده است دوربين اصلي خواهد بود در به نمايش گذاشتن تصويرهايي كه مال خود اونيست ويا مي توان هر دو دوربين را متحرك گرفت ، دو ديد مستقل كه از كنار هم رد مي شوند و در فاصله كوتاه رد شدن آن چه ديده مي شود درون مابعدالطبيعه ي دوربين و ديد دومي است . ما به هر صورت دلخواه     مي توانيم دوربين ها را نصب كنيم و تصاوير داده شده را ببينيم . اين يك مزيت به شمار مي آيد چرا كه ما نگاه خود را به گونه اي در واقع تربيت مي كنيم تا از خطي بودن و تصويرهاي حتا داراي حجم هندسي فاصله بگيريم و به بطن تصوير ساختن در خود واژه و يكي شدن با شعر نوشته شده برسيم.

به دو سطر آورده شده برمي گردم. ما در واژه كسي در موقعيت درك يك مجهول هم قرار مي گيريم .

من براي رسم كسي و موقعيت ديد خود ، نمونه دوم را انتخاب مي كنم، هر دو دوربين حركت دارند و هر دو نفر از كنار هم رد مي شوند و در اين فاصله كوتاه كسري از ثانيه شعر شكل مي گيرد.

ورق بزنيد                            

 

 

RAHA/29/August/2003

As the mind has no boundaries, the RAHA concept does not have frontiers and is opposed to information and cultural control by global communication entities whether media conglomerates, states or local governments, or religions

From independent writers to independent readers

RAHA- World Independent Writers' Home


Copyright© RAHA- World Independent Writers' Home 2000-2004/ Authors